X
تبلیغات
رایتل

ورود غم ممنوع...!

بر میگردم به زندگی،قول میدم!

خواستگاری خر(طنز)



خری آمد به سوی مادر خویش *** بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

 

برو امشب برایم خواستگاری *** اگر تو بچه ات را دوست داری

 

خر مادر بگفتا ای پسر جان *** تو را من دوست دارم بهتر از جا

 

ز بین این همه خر های خوشگل *** یکی را کن نشان چون نیست مشکل

 

خرک از شادمانی جفتکی زد *** کمی عر عر نمود و پشتکی زد

 

بگفت مادر به قربان نگاهت *** به قربان دو چشمان سیاهت

 

خر همسایه را عاشق شدم من *** به زیباییی نباشد مثل او زن

 

بگفت مادر برو پالان به تن کن *** برو اکنون بزرگان را خبر کن

 

به آداب و رسومان زمانه *** شدند داخل به رسم عاقلانه

 

دو تا پالان خریدند پای عقدش *** به افسار طلا با پول نقدش

 

خریداری نمودند یک طویله *** همانطوری که رسم است در قبیله

 

خر عاقد کتاب خود گشایید *** وصال عقد ایشان را نمایید

 

دوشیزه خر خانم ایا رضایی؟ *** به عقد این خر خوشتیپ در آیی؟

 

یکی از حاضرین گفتا به خنده *** عروس خانم به گل چیدن برفته

 

برای بار سوم بپرسید *** که خر خانم سرش یک باره جنبید

 

خران عرعر کنان شادی نمودند *** به یونجه گام خود شیرین نمودند

 

به امید خوشی و شادمانی *** برای این دو خر در زندگانی

[ پنج‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1391 ] [ 01:15 ب.ظ ] [ الیا ] [ 2 نظر ]